تبلیغات
آوایی از دوردست - ...

دورها آواییست که مرا می خواند


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :امیلی
تاریخ:دوشنبه 21 فروردین 1391-09:48 ق.ظ

...

اصلا دوست ندارم اینجا بیام فقط از غم و غصه ها بنویسم.... الانم خیلی صبر کردم تا چند روزی بگذره حداقل ، بلکه از فشار روانی کم بشه.
درست روز بعد از همون اتفاق خیلی خوبی که در موردش نوشته بودم ، آقایی از دوستان نزدیکمون که مرد بسیار خوب و نمونه ای بود ،( هم از نظر اخلاقی و هم از نظر ایمانی ) با یک سکته ناقابل از دنیا رفت و ما و همه بستگانش رو با این اتفاق شوکه کرد.
تا دو روز ، بدجور حالم بد بود و با خودم می گفتم خدایا... ای کاش صبر می کردی خوشحالی من لااقل چند روزی دووم میاورد... همون شب انقدر ذوق داشتم و خوشحال بودم که نماز شکر خوندم. اونوقت صبح که از خواب بیدار شدم با شنیدن این خبر ....
چی میشه گفت دیگه... اینم از امتحانای خداست. مخصوصا برای خانمش و پسرهاش که هنوز دانشجو هستن...
واقعیتش ، اصلا نمی خواستم چیزی راجع بهش بنویسم ولی دلم طاقت نیاورد. 
قراره جنازه رو ببرند کربلا.... دعا کنین کارهاشون خیلی زود درست بشه.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()